الفيض الكاشاني

42

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

باشد ، روشن است و همچنين است اختلاف لذّت نظر كردن بر چهره‌اى كه از كمال زيبايى برخوردار باشد نسبت به كسى كه از حيث جمال از او پايين‌تر است . قويترين لذّت آن است كه بر ديگر لذّتها برگزيده شود ، چه اگر كسى مخيّر شود ميان آن كه به صورتى زيبا بنگرد و از مشاهده جمال آن بهره‌مند شود يا آن كه بويهاى خوش استنشاق كند ، چنانچه نظر كردن به چهره‌هاى خوبرويان را اختيار كند ، دانسته مىشود كه مشاهدهء چهره‌هاى زيبا براى او لذّتبخش‌تر از بويهاى خوش است . همچنين هرگاه به هنگام صرف طعام غذا حاضر شود ، ليكن شطرنج باز به بازى خود ادامه دهد و از خوردن روى گرداند ، دانسته مىشود كه لذّت پيروزى در بازى شطرنج در او قويتر از لذّت خوردن مىباشد ، و اين معيارى راستين در ترجيح لذّتها بر يكديگر مىباشد . اكنون به سخن خود باز مىگرديم و مىگوييم : لذّتها دو قسم است : يكى لذّتهاى ظاهرى مانند لذّتهاى حواسّ پنجگانه و ديگرى لذّتهاى باطنى مانند لذّت رياست و غلبه و احترام و علم و جز اينها ، چه آنها لذّتهايى نيست كه به وسيلهء چشم ، بينى ، گوش ، لامسه يا ذايقه احساس شود . لذّت معانى باطنى بر اهل كمال بيش از لذّتهاى ظاهرى غلبه دارد ، چنان كه اگر كسى را مخيّر كنند ميان لذّت هريسه ( حليم ) و مرغ فربه و حلواى بادامى و لذّت رياست و غلبه بر دشمنان و رسيدن به مرتبه سلطه و قدرت ، چنانچه آن كس پست همّت و مرده دل و شكمباره باشد ، هريسه و حلوا را اختيار مىكند و اگر بلند همّت و خردور باشد ، رياست را برمىگزيند و تحمّل گرسنگى و شكيبايى بر مقدار ضرورى قوت براى او آسان خواهد بود . روشن است كه انتخاب رياست از سوى وى گوياى اين است كه آن در نزد وى از هريسه و خوراكهاى پاكيزه گواراتر است . آرى ناقصى كه مانند كودك هنوز معانى باطنى او كامل نشده يا مانند ديوانه قواى روحى او مرده و از ميان رفته ، دور نيست كه لذّت خوردنيها را بر لذّت رياست ترجيح دهد ، همان گونه كه لذّت رياست و كرامت براى كسانى كه پا از مرز نقصان كودكى و سبكسرى بيرون نهاده غالبترين و قويترين لذّتهاست ، لذّت شناخت حق تعالى و مطالعهء جمال حضرت ربوبى و نظر و تفكّر در اسرار امور الهى لذيذتر و گواراتر از رياستى است كه عاليترين لذات غالب بر دلهاى مردم مىباشد . بيشترين چيزى كه مىتوان در اين باره گفت ، آن است كه گفته شود : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ « 1 » ، چه خداوند براى آنان چيزى آماده كرده كه آن را

--> ( 1 ) سجده / 17 : هيچ كس نمىداند چه پاداشهاى مهمّى كه مايه روشنى چشمها مىشود ، براى آنها نهفته شده است .